ایلیا جووووووونایلیا جووووووون، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 2 روز سن داره

ایلیا بلا گل پسر یکی یدونه دنیای ما

چیزایی که گل پسرم میگه

گل پسرم ، شما تقریبا اواخر 6ماهگی برای بار اول گفتی بابا البته با همون زبون بچگی و بعدشم ماما . الان  این چیزارو میگی و تقریبا میشناسی بابا   ماما = مامان   مه مه یا فقط مه = وقتی گشنته میگی که مامانی بهت غذا بده   آگا = آقاجوون د د = وقتی که بیرون بخوای بری    البته گاهی هم یکریز  د د د د میگی که نمیدونیم منظورت چیه گل پسر ...
19 مهر 1392

ایلیا جوون و بابایی

وقتایی که بابامصطفی خونست و مامان میخواد به کارش برسه ، بابامصطفی ایلیا جوونو میبره تو اتاق ما یا اتاق خودش تا باهاش بازی کنه که گل پسرم بهونه نگیره .اینم از نمونه کارای بابا مصطفی البته پسرم هم همراه خوبی واسه باباشه نیگاه ...............       ...
19 مهر 1392

اولین مروارید ایلیا جوووووون

گل پسرم ، بالاخره بعد از مدت ها انتظار اولین مروارید تو صدف قشنگت نمایان شد . الهی مامان فدات بشه درد زیادی کشیدی . الانم نق نقت خیلی زیاده خداکنه زودتر دردت تمام بشه   اینجا هم یه دوتا عکستو که مشغول بازی با آب بودی و بابایی ازت گرفته میذارم برات عسلک مامان       ...
14 مهر 1392

خوردن شصت پا

بازم طبق معمول مامانی یه چندتا عکس از ایلیا جوون داره که یه دو سه تا از اونا واسه قبله . گل پسرم چیکار کنم که فراموشی گرفتم.  این عکس ایلیا واسه وقتیه که خونه مادرجوون بودیم و تو هم بغل مادرجوون که بار اول شصت پاتو به همراه دستت خوردی ... این یکی هم واسه چند روز بعدشه نیگاه .... ایلیا جوونم شما یه عکس داری واسه وقتی بود که هنوز موهاتو کوتاه نکرده بودیم بابایی با موهات بازی کرد و این شکلیشون کرد خیلیم دوس داشت تو وبلاگت باشه که واسه دل بابا مصطفی امروز این عکسو میذارم  بقیه این عکس ها هم واسه چند روز پیشه که مامانی باهات بازی میکرد و بابایی هم ازت عکس می گرفت . نیگاه گل پسرم چه نازه فدای خند...
6 مهر 1392
1